86/05/28
بی جهت
در تاریخ نوشته اند که بیست و سه بهار دیده ام.
...
اما من، سه چهار تایش را بیشتر یادم نیست.
...
اما من، سه چهار تایش را بیشتر یادم نیست.
نوشته شده توسط مصطفا در 2:4 | | لینک به این مطلب
86/05/13
خودم را گول نزنم، بهتر است
وقتی وبلاگنویس اعتراف کند که «اون پست باحاله» را در مستراح نوشته، عالم هنر، رنگ و بوی خاصی به خود میگیرد.
نوشته شده توسط مصطفا در 19:13 | | لینک به این مطلب
86/05/09
عرض حیات
آنگاه یعقوب به یوسف گفت:«حال، مرا غم مُردن نیست. زیرا بار دیگر تو را دیدم و میدانم که زنده ای.»
عهد عتیق، کتاب پیدایش۴۶:۳۰
یک بار آغوش تو،
جای
صد سال تنهایی و نکبت ِ
خردسالی و نوجوانی.
نوشته شده توسط مصطفا در 14:56 | | لینک به این مطلب